close
تبلیغات در اینترنت
پسری که با پیراناها شنا کرد
loading...

سرزمین تیزهوش ها

استن آخرین پشمکی را که به انگشتنش چسبیده بود لیسید. رز کولی گفت: «بهت می‌گم کی مشکلاتت تمام می‌شن.» استن گفت: «از کجا می‌دونی من مشکل دارم؟» ـ‌از چشمات فهمیدم. اسمت چیه، مرد جوان؟ استن گفت: «استن!» ـ‌یه سکه بده استن! بعد صدایش را آورد پایین و ادامه داد:…

پسری که با پیراناها شنا کرد

استن آخرین پشمکی را که به انگشتنش چسبیده بود لیسید.

رز کولی گفت: «بهت می‌گم کی مشکلاتت تمام می‌شن.»

استن گفت: «از کجا می‌دونی من مشکل دارم؟»

ـ‌از چشمات فهمیدم. اسمت چیه، مرد جوان؟

استن گفت: «استن!»

ـ‌یه سکه بده استن!

بعد صدایش را آورد پایین و ادامه داد: «شجاع باش و بیا تو!»

استن از پله‌ی کاروان که بالا می‌رفت، برقی طلایی به چشمش خورد. برق ماهی‌های طلایی بود. همه در یک ردیف از قلاب آویزان بودند. سیزده‌تا ماهی طلایی ریزه‌میزه. هرکدام توی یک کیسه‌ی پلاستیک کوچولو زیر نور آفتاب شنا می‌کردند...

 پسری که با پیراناها شنا کرد

کلمات کلیدی: نشر هوپا | کتابم کو | فروشگاه کتابم کو |خرید آنلاین کتاب | کتاب کودک و نوجوان کتاب نوجوانانتشارات کودک و نوجوان | فروش آنلاین کتاب | کتاب مناسب 

 

 

منبع دریافت این مطلب : فروشگاه اینترنتی کتابم کو

تیزلند بازدید : 6 10 / 04 / 1397 زمان : 15 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1999
  • کل نظرات : 2
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 6
  • آی پی دیروز : 40
  • بازدید امروز : 122
  • باردید دیروز : 181
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 122
  • بازدید ماه : 3,755
  • بازدید سال : 10,869
  • بازدید کلی : 49,450